کد خبر: 1389
تاریخ انتشار: پنج شنبه 27 اسفند 1394 - 19  

17 March 2016

ارسال به دوستان
الف الف

یادداشت های کوتاه

سفرنامه

همسفر با پیشکسوتان تعلیم و تربیت سفر بهانه بود و فقط با شما خوش بود

همسفر با پیشکسوتان تعلیم و تربیت
سفر بهانه بود و فقط با شما خوش بود
راهی شده ایم تا رد پای جوانی را جستجو کنیم . چند نسل در کنار هم قرار گرفته ایم . معلم و دانش آموز پابه پای هم تا بازنشستگی پیش آمده اند ، با این تفاوت که عده ای زودتر خود را به این کانون رسانده اند و عده ای دیرتر آمده اند تا چند نسل در کنار همدیگر به عنوان معلمان بازنسشته و یا پیشکسوت خاطره هایشان را مرور کنند .
در این گروه حاج حسین خرم آبادی و میرزاده از دبیران دوره دبیرستان من بوده اند . در کنار این دو بزرگوار می توان از حاج حسین اسکندری و حاج هاشم بگ زاده به عنوان نسل بزرگتر کانون گناوه نام برد.
قرار است کانون بازنشستگان با همکاری اداره آموزش و پرورش گناوه فرهنگیان بازنشسته را به اردوی تفریحی باشت ببرد .
در صندلی که جای می گیرم این شعر فاضل نظری را مرور می کنم :
نا گزیراز سفرم ، بی سروسامان چو.ن باد
" به گرفتار رهایی " نتوان گفت آزاد
کوچ تا چند ؟ مگر می شود از خویش گریخت
"بال " تنها غم غربت به پرستوها داد
اینکه مردم نشناسند تورا غربت نیست
غربت آن است که " یاران " ببرندت از یاد
همه بالای پنجاه سال سن داریم . همراه شده ایم تا گرد پیری را از چهره امان بتکانیم و با مرور خاطرات روزهای جوانی جشنی بر پا کنیم .
جاده های پیچ در پیچ کوهستانی همسفر امروز ما هستند و روزگار معلم و دانش آموز دیروز را در کنار هم به لباس فاخر بازنشستگی نشانده است .
چهل نفر در سه مینی بوس تقسیم می شویم . مینی بوس ما که جوانترها هستیم متعلق به آموزشگاه کودکان استثنایی است .
حرکت که می کنیم برای لحظاتی کودک می شویم ، نوجوان می شویم و سعی می کنیم برای امروز هم که شده است دغدغه های روزمره را به فراموشی بسپاریم . شادابی و نشاط ،گم شده ای است که در همراهی با دوستان و همکاران دیروزمان به دنبالش می گردیم .
در ادامه راه عباس سلامی زاده معلم هنرمند گناوه ای به ناله های نی هفت بند دلش دعوتمان می کند . عباس نفیر جانسوز دلش را در هفت بند نی می دواند و تنی چند از دوستان با صد ای سوزناک و حزن آلود همراهیش می کنند .
نی که از لبان سلامی زاده جدا می شود صحبت های متفرقه از جمله بحث چند ماهه شورا و شهرداری زبان باز می کند . . اردشیر اعتصامی با نقل خاطره ای از سال اول معلمی اش ذهن همراهان را از گناوه و مشکلاتش دور می کند . اعتصامی از خاطرات یک روز بارانی و راههای خاکی و خراب گناوه و روستاهایش یاد می کند و اینکه برای رسیدن به کلاس درس در روستای" محمد صالحی " فاصله کوتاه گناوه تا محمد صالحی را در 6 ساعت طی می کند تا کلاس درسش بی معلم نماند .
فاصله طولانی چند ساعته گناوه تا باشت به سرعت به پایان می رسد و دم دمه های غروب خودرا در شهرباشت می بینیم . برای پیداکردن آموزشگاه محل استراحتمان با مشکل رو به رو می شویم . ناچار یکی از اهالی ره بلدمان می شود و در مینی بوس سوار می شود تا مارا به مقصد برساند اما نا خواسته حرفی بر زبانش جاری می شود که همه را با واقعیتی تلخ مواجه می کند . سخن این بود:
" این همه پیرمرد را چگونه جمع کرده اید " و اینجا بود که تازه متوجه پیری زود رسمان شدیم .
در آموزشگاه که جا می گیریم محمد کشت ورز ، غلامرضا حیدری ، عباس حامدی ، محمد دشتی زاده و تنی چند از دوستان بساط شام را گرم می کنند . اما پیش از شام ، همکاران پیشکسوت به خاطره های شیرین دوران معلمی اشان دعوتمان می کنند .
برخی از این خاطرات که با طنز همراه بود لبخند را برلب جمع نشاند .
شب از نیمه گذشته بود که کلاسی را پیدا می کنم تا سر بربالین کیفی که حامل وسابل شخصی ام بود به خواب بروم ، ولی هنوز هوا تاریک و روشن و به قولی گرگ و میش بود که با صدای با صلابت مجید مظفری که بانگ بیدارباش می داد از خواب برخاستیم .
صبحانه که صرف شد آماده شدیم تا به سمت رودخانه باصفای رونه در اطراف باشت حرکت کنیم .
با یکی از اهالی روستاهای اطراف باشت در کنار رود رونه آشنا می شوم . وی علت نام گذاری این رودخانه را روان بودن همیشگی آب این رودخانه می داند . وجه تسمیه رونه را مخفف روانه می داند . . نام این فرد آقای اسدی است و شغل دامداری دارد . هر چند گوسفندان آقای اسدی از ما دور شده اند ولی ایشان با حوصله تمام به سئوالات ما پاسخ می دهد .
رود رونه با درخت های بلوط ، انگور ، گردو ، انجیر و عطر انگیز بوته های پونه جاذبه ای شگفت انگیز به این منطقه داده است .
گشت و گذار معلمان بازنشسته که بعضی ها از درد مفاصل رنج می برند آن چنان مسحور کننده است که یکی از عزیزان که مدتهاست عصا به دست دارد در این فضای فرحناک عصا را به گوشه ای می اندازد .
ناهار در یک فضای صمیمانه تهیه و صرف می شود . هرچند در این سفر به همه خوش گذشته است ولی پس از استراحتی کوتاه آهنگ بازگشت به گناوه نواخته می شود .
هیات مدیره کانون بازنشستگان گناوه زحمات زیادی کشیدند تا این سفر تفریحی به بهترین شکل برگزار گردد که لازم است هم از اعضای کانون و هم از آقای اسکندر احمدی رئیس آموزش و پرورش گناوه تشکر ویژه ای داشته باشیم .
غلامرضا کرمی