کد خبر: 1415
تاریخ انتشار: جمعه 3 اردیبهشت 1395 - 00:30  

22 April 2016

ارسال به دوستان
الف الف

امروز سوم اردیبهشت ماه 1381 است دریادلان متولد شد تا من پیر شوم مانند هر پدری که با رشد بچه هایش به دوران پیری نزدیکتر می شود. خسته از کارهای روزانه چشمهای بی رمقم را می بندم و به اولین شماره می اندیشم. آن روز حتی روشن و خاموش کردن کامپیوتر را بلد نبودم. سید عبدالحسین موسوی پکی به سیگارش می زند و به کارش ادامه می دهد.

پایگاه خبری تحلیلی دریادلان

امروز سوم اردیبهشت ماه 1381 است دریادلان متولد شد تا من پیر شوم مانند هر پدری که با رشد بچه هایش به دوران پیری نزدیکتر می شود. خسته از کارهای روزانه چشمهای بی رمقم را می بندم و به اولین شماره می اندیشم. آن روز حتی روشن و خاموش کردن کامپیوتر را بلد نبودم. سید عبدالحسین موسوی پکی به سیگارش می زند و به کارش ادامه می دهد. دومین شبی است که تا صبح در کنارش بیدار می مانم تا صفحه آرایی را به اتمام برساند. سینه ام می سوزد و به سختی صدا از حنجره ام بیرون می ریزد. شربت سینه درد و داروی سرماخوردگی افاقه نمی کند، متوجه می شوم که سرماخوردگی در کار نیست بلکه اثرات سیگارهای آقای موسوی ریه ضعیف ما را به این روز انداخته است. اولین شماره دریادلان با وسواس در روز سوم اردیبهشت 81 از زیر چاپ بیرون می آید و بر پیشخوان کیوسک های مطبوعاتی جاخوش می کند. اولین نشریه ای هستیم که از برنامه های پروین و پیج میکر برای صفحه آرایی در استان استفاده می کنیم ولی هنوز طرز استفاده از همه امکانات آن را نمی دانیم. آن روزها برای چاپ از صفحات پرینت گرفته می شد. صفحه آرایی به صورت نیم صفحه در کاغذ آچار انجام می گرفت و هر دو نیم صفحه را با چسب نواری به هم می چسباندیم. برای صرفه جویی و هزینه کمتر از کاغذ کالک استفاده می شد هر چند که نوشته ها و به ویژه عکس ها کمرنگ می شدند ولی نیاز به گرفتن فیلم در چاپخانه نبود. وقتی نیم صفحه بالایی را صفحه آرایی می کردیم قادر به دیدن نیم صفحه دوم نبودیم و همین باعث می شد که ستون نوشته ها به هم بریزد و باعث عدم تناسب بین دو نیم صفحه شود. بله، مثل همین دیروز بود . پشت میز می نشینم و زل می زنم به کامپیوتری که که هنگ می کند. آزمون و خطا و تکرار و تجربه ای که مرا دستخوش بی حوصلگی می کند. نمی دانم این چندمین چای و نسکافه ای است که به آقای موسوی می دهم تا خوابش نبرد. مجبورم کنارش بنشینم و با آن ریه های بیمار و آسمی ته مانده دود سیگارهایش را ببلعم . البته آقای موسوی نلاشهای زیادی کرد تا اولین شماره از نظر گرافیک و صفحه آرایی خوب عرضه شود. بعدها قلی زاده هم آمد. او دستی آشنا به قلم داشت و اندک آشنایی با کامپیوتر که بعد ها برای خودش در زمینه کامپیوتر استاد شد و مغازه ای مرتبط با فعالیت های رایانه ای دست و پا کرد. کم کم سعی می کنم کار با کامپیوتر را یاد بگیرم. از دومین شماره شروع می کنم. غلط گیری و ویراستاری مطالب را از روی صفحه مانیتور انجام می دهم. گاهی ناخودآگاه دستم به کلیدی می خورد و همه چیز به هم می خورد با گرفتن اطلاعات تلفنی از دوستانم به طور غیر حضوری آموزش لازم را فرامی گیرم. کارهای بر زمین مانده و نیاز به یادگیری وادارم می کند تا هرچه سریعتر کار با رایانه را فرا بگیرم. چه بسا کاری که شاید نیم ساعت وقت لازم داشت ولی به علت عدم آشنایی با کامپیوتر چند ساعت وقت می گرفت. و امروز درست 14 سال است که در معرض افکار عمومی هستی. گاهی تورا می نوازد و گاهی بر تو می تازد. باید به خوانندگان و مخاطبین حق داد. ما هنوز هم نتوانسته ایم انتظارات خوانندگان را برآورده کنیم و شاید هرگز هم نتوانیم ولی خوشحال هستیم که به اندازه ای ای هرچند کوچک گامی برداشته ایم و به قول مولانا :«کوشش بیهوده به از خفتگی» و خوشحال تر از این هستیم که در این سالها شهرستان گناوه شاهد حضور سه نشریه دیگر هم گردید تا با تعدد نشریات و صداهای متعدد و متنوع راه توسعه شهرستان و استان هموارتر گردد و هر نشریه از نگاه و زاویه دید خودش به مسائل و مشکلات شهر و مردم بپردازد. و این آرزوی همیشگی ما جهت توسعه استان و شهرستان بوده است. امروز در کنار نشریات مکتوب استان و شهرستان به ویژه شهرستان گناوه رسانه های مجازی نقش مهمی در اطلاع رسانی ایفا می کنند. نقشی که می تواند مکمل هفته نامه ها و نشریات استانی و شهرستانی باشد

 غلامرضاکرمی